سوم تیر پیام آور انقلاب مستمر
انتخابات رياست جمهوري نهم شايد بزرگترين ماراتن سياسي کشور در طول تاريخ انقلاب اسلامي به شمار مي رود چرا که اصلاحات به هدف خود طي هشت سال دست نيافته بود و عنصر زمان برايش براي تداوم گفتمان دوم خرداد بسيار اهميت داشت از سوي ديگر هشت سال تلاش براي زير سوال بردن آرمان هاي بنيادي اسلام و انقلاب اسلامي و هدف قرار دادن مصاديق آن در بعد شخص و عمل زنگ خطر را براي مردم انقلابي، جريان اصولگرا و دلسوزان نظام را به صدا درآورد.
27 خرداد 1384 اوج رقابت دو جريان اصلاح طلبي و اصولگرايي محسوب مي شد وبيان اصولگرايي و اصلاح طلبي به عنوان دو مرد ميدان مبارزه ي سياسي انتخابات اشتباهي بود که عملکرد احمدي نژاد طي سال هاي رياست جمهوريش همگان را متوجه آن ساخت در روز ها و ماه هاي منتهي به انتخابات که اصلاح طلبان يک کانديداي اصلي داشتند و همه ي سران و تئوريسين هاي آنها و هر آنکه خود را دوي خردادي مي خواند از وي حمايت مي کردند و دو اصلاح طلب ديگر براي آنها در برابر اصولگرايان حکايت بدوبدتر را داشتند اما حقيقت امر اين است که در جپهه ي اصولگرايي گرايش شديد نخبگان و طبقات مختلف با انديشه اصولگرايي به معناي سياسيش بر روي شخص خاصي نبود البته اين بدان معنا نيست که نامزدهاي اصولگرا حاميان مشخص خويش را نداشتند اما شکافي که بعدها در ميان همان جريان اصولگرايي ضد اصلاح طلبي در انتخابات نهم ايجاد شد خود ادعاي محکمي بر غلط بودن معادلات سياسي آن ايام بود و نقطه ي آغاز اين شکاف نيز فاصله ي زماني بين دور اول و دوم انتخابات است.
آمار موضوعي مطالب سايت ها و روزنامه ها و تريبون هاي خبري و تحليلي طي آن يک هفته در بر دارنده ي تحليل هاي مختلف از نتيجه رياست جمهوري هر کدام از نامزدها بود و در اين ميان اين احمدي نژاد بود که محور عملکرد سياسي جريان هاي مختلف محسوب مي شد گروه هاي افراطي اصلاح طلب و اکثر اپوزيسيون ها داخلي و خارجي ضد نظام که رقابت را ميان دو شخص از مکتب واحد اصولگرايي يافته بودند با تحريم انتخابات خود را در 27 خراد متوقف کردند اما از اپزيسيون هاي داخلي که زير چتر حاکميت عمل مي کنند هر آنکه شمه تيز تري داشت متوجه خطر فراتر از جريان معمولي اصولگرايي شد و آن خطر چيزي جز يک اعتقاد سياسي نبود که احمدي نژاد نمايندگي اش را بر عهده داشت و نتيجه اين تيزهوشي صف آرايي عناصر و گروه هايي که تا ديروز هاشمي رفسنجاني يکي از سيبل هل ي نشانه روي آنها بود در کنار آقاي هاشمي بود اما در ميان خود جريان اصولگرايي نيز اين شخصيت حقيقي احمدي نژاد بود که به اتهام تندروي وعدم دارا بودن از شمه ي سياسي در حال طرد شدن بود البته اين اصل همه ي جريان اصولگرا را در بر نمي گفت و بسيار کم بودند اصولگراياني که چنين کردند اما هنوز دير نشده بود عملکرد احمدي نژاد در دوران رياست دولت هرچه نداشت يک ريزش عظيم از همين نيروهاي اصولگرا از پيکره ي خود را سامان داد (ومي دهد)اگرچه فرافکني ها و توهين ها و بيانيه هاي اتحاد و که زاده رقابت ها سياسي احزاب غربي است در عزم ملت براي سپردن سکان اجرايي کشور به احمدي نژاد خللي وارد نکرد اما مسير تحليل ها را در بررسي روند سياسي کشور به گونه اي ديگر رقم زد.
پيروزي اقاي احمدي نژاد با اختلاف حدود هفت ميليون راي نه تنها پيام پايبندي ملت به اصول و آرمان ها و عدم کارايي روشنفکري ديني (سکولاريسم خفيف) در مورد آنها را به گوش جهانيان رساند و اصلاح طلبان را تا حدودي متوجه اشتباه فاحش خود در زمينه عدم شناخت درست مردم مسلمان ايران نمود بلکه در درون جريان اصولگرا نيز اين هشدار را داد که «ما از عطش اوليه انقلابي بازمانده و در حال هضم شدن در پيکره ي نظام غلط بين الملل هستيم»با اين اوصاف مخالفين نظام هنوز به ميزان اختلاف اعتقاد سياسي احمدي نژاد با آنچه طي سال هاي اخير به عنوان جريا ن اصولگرايي با آن مواجه بودند،نشده بودند اما هنوز فرصت داشتنند
آغاز طوفاني رياست جمهوري نهم که با توجه به جنگ هسته اي پتانسيل کامل تغيير اصول مختلف حاکم بر سيستم اجرايي را در اختيار داشت شک ها را تبديل به يقين و نگراني ها را افزايش داد چرا که آغاز کار دولت در کشاکش بحث هسته اي بود و اين مسئله فرصت خوبي را براي رئيس جمهور فراهم کرد تا از تريبون شوراي عالي امنيت ملي قانون رفتار ايران تابع تهديد نيست را به عنوان مصوبه ديپلماسي ايران اعلام دارد قانوني که نشان داد تخلف ناپذير است چرا که قوه قهريه به شدت به آن پايبند است در شوک بعدي که باز در عرصه بين المللي و تا حدودي داخلي وارد شد بحث تلاش براي نابودي اسرائيل با سياست زير سوال بردن موجوديت آن از طريق گشودن پرونده هلوکاست بود اين دو مسئله کساني را که دارا تيزهوشي وشمه ي بالاي سياسي هم نبودند و ان را در جريان انتخابات نشان داده بودند متوجه ساخت که احمدي نژاد در دايره اصولگرايي که انها تصورش را داشتند هم نمي گنجد از طرفي عمل دولت در کوتاه کردن دست رانت خواران و متخلصان و مفسدين اقتصادي و همه ي دست اندازان به ابروي عدالت در اين سرزمين به موازاي دشمنان خارجي اسلام و انقلاب تير اتهام و تخريب را روانه کاخ رياست جمهوري نمود و به نوعي شروع اصلي ريزش بسياري از اصولگرايان از پيکره دولت به شمار ميرود ريزشي که در دور دوم انتخابات کليد خورد و اما بيان کاملاً جدي مهدويت در حيطه عملي و اجرايي کشور نشان داد که رئيس جمهور بر طبق اصل ان تنصروالله ينصرکم در حال اداره کشوري است که بايد پرچمش به دست مهدي موعود سپرده شود و اين امر يعني اينکه تلاش ها ي فراوان با امکانات بسيار براي عقب راندن فردي با چنين اعتقادي بي نتيجه است اما مهدويت دست اويز جديدي براي عناصر داخلي شد تا با توجيه ان دوباره تير اتهامات را اين بار با زهر تمسخر و نيشخند بر قلب بنيان باور احمدي نژاد نشانه روند و اين سناريو همچنان در حال اجراست.
واما سوم تير يک هشدار بود هم براي مخالفين و معاندين نظام مبني براينکه خاک اين سرزمين بذر توليدي آنها را در خود نگه نمي دارد و هم مهم تر از آن براي اصولگرايان و حاميان نظام بود اينکه انقلاب اسلامي استمرار دارد و به مثابه درياي طوفاني است که هرگز نبايد کشتي هاي خدانشناسان و ستمگران و جهانخواران بر روي موج هاي بي نشان و ارامش حرکت کنند سوم تير اغاز دوباره انقلاب به شمار مي رود انقلاب مستمر...
این وبلاگ از سوم تیر برای انتخابات ریاست جمهوری قطره ای می شود از دریای خروشان آنهایی که آمدن احمدی نژاد التیام دردهای انباشته شده شان در طول هشت سال فراموشی آرمان های انقلاب اسلامی بود...